بحران یا بمب جنسی،‌ بزرگترین تهدید جامعه اسلامی
104 بازدید
تاریخ ارائه : 1/1/2013 1:10:00 PM
موضوع: سایر

در کتاب ها و سخنرانی های بزرگان، بارها و بارها درباره واقعه تلخ و تأسف برانگیز آندلس و آنچه بر سر مسلمانان اسپانیا آمد ‌شنیده ایم.

واقعه تلخی که لازم است باز هم بارها و بارها گفته و نوشته شود تا درس عبرتی باشد برای جوانان مسلمان و رهبران دینی جامعه که هیچگاه از کید و مکر دشمنان اسلام غافل نشوند.

اما امروز هم همانند دیروز شاهد حوادث و وقایع ناگواری در جامعه هستیم، جوانانی که در رویای مستی برای همیشه چشم خود را از دست داده اند،‌ دخترانی که به رؤیای ازدواج، آبرو و حیثیت خود و خانواده خود را برباد داده اند.

با ریشه یابی این مسائل همواره نقش دشمنان اسلام را در گسترش این مسائل با ایجاد شبکه های ماهواره ای و تلویزیونی، شبکه های گسترده ابتذال در اینترنت و مانند آن مشاهده می کنیم.

مشاهداتی که لازم است برای ما و رهبران ما سر چشمه عبرت باشد تا برای مقابله با آن چاره اندیشی کنند.

این روزها هم، خبرهای مربوط به تجاوز به عنف در خمینی شهر، کاشمر، تهران و خبر کشتن دختر جوانی در تهران به دست جوان عاشق پیشه و خبرهایی از این دست، اسباب نگرانی فرهیختگان و دلسوزان جامعه را فراهم می کند.

اما نکته ای که ظاهرا مورد غفلت واقع شده و کمتر به آن پرداخته شده، بحث ریشه ها و عوامل این جرم و جنایت ها است.

همه کسانی که از این جرم و جنایت ها، نگران شدند، دلشان به درد آمد و نسبت به این وقایع واکنش نشان دادند، به نوعی در صدد برآمدند به جای ریشه یابی و حل این مشکل، صورت مسأله را پاک کنند، یعنی از مراجع انتظامی و قضایی خواستار مجازات مجرمان و جنایت کاران این حوادث شدند؛ اگر چه این خواسته، خواسته به حق و انتظار به جایی است.

برخی نیز قربانیان این حوادث را مقصر شناخته و گفتند:«اگر این قربانیان حجاب داشتند یا مشغول عیاشی نبودند و ………» اینگونه مسائل برایشان پیش نمی آمد.

اما به نظر می رسد، جنایت کاران و قربانیان این حوادث قربانی ریشه ها و علت های به وجود ‌آمدن اینگونه حوادث در جامعه هستند؛ در حقیقت، هم جنایت کاران و هم قربانیان، قربانی مشکلات عدیده ای همچون فرهنگ و اقتصاد هستند که گریبان جامعه ما را هر روز بیشتر از دیروز می فشارد و عرصه را بر همه تنگ می کند.

نقش فرهنگ در ایجاد بحران

در عرصه فرهنگ؛ بی توجهی، جهالت، مسؤولیت ناپذیری،‌ تقصیر و کوتاهی نهادها و مراجع مسؤول آنچنان آشوب و بلوایی به پا کرده و آش شله قلم کاری پخته است که داد آشپز نیز درآمده است.

بالا رفتن سن ازدواج، افزایش آمار طلاق، نا آّشنایی به حقوق و وظایف، نشانگر این مدعا است. «بررسی آمار های مرکز آمار ایران حاکی از این است که میزان دختران هرگز ازدواج نکرده دارای تحصیلات متوسطه از ۲۶درصد در سال ۷۵ به ۴۲درصد در سال ۸۵ رسیده است.

نگاهی به این آمار نشان می‌دهد که بالا رفتن سطح تحصیلات باعث تجرد در زنان کشور شده است و موجب‌شده تا دختران کمتر به ازدواج تن دهند.

رئیس مجتمع قضائی شماره دو خانواده دی ماه سال ۸۸ در همایشی که در مرکز همایشهای مجمع تشخیص مصلحت نظام برگزار شد آمار زنان مطلقه را ۶ میلیون نفر اعلام کرد.

طبق آخرین اطلاعات مرکز آمار ایران از سرشماری سال ۸۵، تعداد زنان بدون همسر در اثر فوت ۶ برابر تعداد مردان بدون همسر در اثر فوت است. این در حالی است که کارشناس سازمان ملی جوانان تعداد افراد مطلقه را تنها ۵۰۰ هزار نفر اعلام کرده است.

درهمین حال پایگاه خبری وابسته به سازمان ملی جوانان مساله ازدواج دختران ۲۵ سال به بالا را یکی از نقاط بحرانی در امر ازدواج عنوان کرده و به نقل از یک کارشناس تصریح کرده بود: تعداد دختران مجرد ۲۵ سال به بالا دو برابر پسران مجرد است.

آمار می‌گوید تعداد دختران ازدواج نکرده ۲ برابر پسران است که در عمل با یک مسئله ۳ برابر مواجه خواهیم شد. بعبارتی پسرانی که از سن ۳۱ سال عبور می کنند رغبت به ازدواج در آنها کم می‌شود و از سویی عده زیادی هم تمایل به ازدواج با سنین پایین را دارند.

این در حالی است که معاون آمار و اطلاعات شورای فرهنگی‌ – اجتماعی زنان چندی پیش گفت: آمار دختران مجرد بالای ۲۰‌ سال در کشور حدود ۳ میلیون و ۷۰۰ هزار نفر است. اگر سن مناسب برای ازدواج دختران و پسران را ۱۵ تا ۳۴‌سال درنظر بگیریم، تعداد زنان مجرد حدودا ۷میلیون نفر و تعداد مردان مجرد ۹‌میلیون و ۵۰۰‌هزار نفر است؛ در نتیجه تعداد پسران مجرد حدود ۲میلیون و ۵۰۰‌هزار نفر بیشتر از دختران مجرد خواهد بود.

اما اگرسن ازدواج برای دختران را ۱۵‌تا ۲۹ سال و برای پسران ۲۰‌تا ۳۴ سال درنظر بگیریم، آنگاه تعداد دختران مجرد ۶میلیون و ۷۰۰‌هزار نفر و تعداد پسران مجرد ۵ میلیون و ۲۰۰‌هزار نفر خواهد بود، به این ترتیب تعداد دختران مجرد یک‌میلیون و ۳۰۰‌هزار نفر از پسران مجرد بیشتر خواهد بود.

اواخر سال گذشته موسوی مدیر کل دفتر آسیبهای اجتماعی سازمان بهزیستی از افزایش ۱۵ درصدی آمار طلاق در کشور خبر داده و عنوان کرده بود که ۹۳ هزار و ۷۶۹ فقره طلاق در سال ۸۸ به وقوع پیوسته است».(۱)

از سوی دیگر یک کارشناس مسائل اجتماعی با کاوش در بحث علل افزایش آمار طلاق گفته است:«علت اصلی بروز طلاق و ناهنجاری‌های خانوادگی در وهله نخست، اقتصادی و در مراحل بعدی اجتماعی و جنسی است.

متأسفانه، مشکلات بسیار اقتصادی که پیش روی خانواده‌ها قرار گرفته، موجب کارهای چند شغلی مرد خانواده و دوری از محیط زندگی می‌شود که خستگی و فشار کاری، عملا در ساعت آزاد نیز حوصله و زمانی برای رسیدگی به امورات خانواده باقی نگذاشته و ناهنجاری‌ها و مشکلات اخلاقی در جامعه را ناشی می‌شود.

از سوی دیگر، گسترش مسائل اخلاقی و ناهنجاری دیگر در جامعه نیز اعضای خانواده را به مسائل دیگر و مشکلات اخلاقی می‌کشاند و حضور نداشتن فیزیکی و معنوی پدر خانواده این امر را تشدید می‌کند که این زنگ خطری برای جامعه است.

یکی از علل مهم طلاق در جامعه ما، برخی ملاحظات و کوتاهی‌های دستگاه‌های مسئول و همچنین قبح عرفی پرداختن به این موضوع، مسائل جنسی و نیازها و تمایلات زوجین است.

هرچند در ظاهر، علت بسیاری از طلاق‌های انجام گرفته، عدم تفاهم، مسائل اقتصادی و مشکلات خانوادگی است، اما با کنکاش و بررسی دقیق در مسائل اجتماعی، عمدتا مسائل زناشویی یک پایه مهم و تأثیرگذار در بروز مشکلات خانوادگی است که به دلیل عدم تأمین زوجین در این مسائل و عدم توان ابراز و بیان این مشکل به همسر، طغیان این مشکل با بهانه‌های دیگر از جمله عدم تفاهم و… نمود پیدا کرده و به بهانه‌های کوچک و خنده‌دار، زندگی زوجین به طلاق و طلاق‌کشی کشانده می‌شود».

این کارشناس در پایان خاطرنشان کرده است:«البته برخی افراط‌ و تفریط‌ ها در مسائل فرهنگی و اجتماعی و قبح عرفی پرداختن و بررسی برخی مسائل زناشویی و عدم آموزش زوجین در باب مسائل عمیق خانوادگی، سبب بروز بسیاری از اختلاف‌ها و همچنین تنوع طلبی و افسارگسیختگی برخی آقایان و ناهنجاری‌های خانوادگی و متأسفانه، پدیده بسیار زشت خیانت همسران در زندگی مشترک می‌شود که اقدام جدی نهادهای فرهنگی و اجتماعی کشور در این باب بسیار مهم و ضروری است».(۲)

همانطور که گذشت، آمار فوق نشانگر نوعی سردرگمی در بحث فرهنگ و همچنین نوعی بحران جنسی در جامعه است، اگر آمار جوانان در شرف ازدواج، جوانانی که از سن ازدواجشان گذشته است(پیر دختران و پیر پسران)، زنان مطلقه، زنان روسپی که از راه تن فروشی امرار معاش می کنند را جمع کنیم، عمق فاجعه و بحران درک می شود.

حضرت آیت الله مکارم شیرازی، در کتاب مشکلات جنسی  جوانان به این مسأله اشاره کرده و فرموده است:« کاهش ازدواج، و عدم تمایل جوانان به زندگى زناشویى و روى آوردن به زندگى غیر طبیعى تجرّد، و یا صحیح تر چیزى که اصلا نمى توان نام آن را زندگى گذارد، فاجعه بزرگى است براى جهان انسانیّت که همراه دیگر آثار منفى زندگى ماشینى، دامنگیر انسان قرن ما شده است.

کاهش ازدواج تنها از این نظر فاجعه آور نیست که به انقراض یا کمبود نسل، مى گراید، تا گفته شود فعلا – و شاید تا چندین سال دیگر – فکر ما از این جهت آسوده است، زیرا جهان انسانیّت با کمبود نفرات روبه رو نیست، بلکه شاید ازدیّاد جمعیّت در حال حاضر مایه نگرانى باشد (البتّه در کشورهاى غیر صنعتى، و نه صنعتى که جمعیّت کاملا در آنها کنترل شده است) … آمار انتحار و خودکشى ها به خوبى این واقعیّت را روشن مى سازد زیرا طبق این آمار (خودکشى) در میان افراد مجرّد به درجات از افراد متأهّل بیشتر است.

فرار مغزها بیشتر در میان افراد مجرّد که هنوز پیوند زندگى زناشویى با اجتماع کشور خود برقرار نساخته اند دیده مى شود.

بسیارى از جنایتکاران یا مجرّدند یا یک نوع زندگى شبیه به تجرّد دارند. در حقیقت زندگى زناشویى، انسان را از این که تنها متعلّق به خودش باشد، و هر آن اراده کرد هر نوع تصمیمى درباره خود و آینده خود بگیرد بیرون مى برد، و بر اثر احساس مسئولیّت در برابر جامعه کوچکى که نامش «خانواده» است از هرگونه تصمیم خطرناک و غلط باز مى دارد».(۳)

نقش اقتصاد در ایجاد بحران

مشکلات اقتصادی پیش روی جوانان، خانواده ها و جامعه یکی از مهمترین عوامل ایجاد بحران جنسی در جامعه است. چشم و هم چشمی، توقع بیجا در فراهم کردن مایحتاج و اسباب و اثاثیه اولیه زندگی، اشکال تراشی های بی مورد، مهریه ها و جهیزیه سنگین و تشریفات زاید، منتج به عدم تشکیل خانواده، افزایش سن ازدواج، افزایش آمار طلاق و …. می شود و سخن گفتن بیشتر در این مورد نیز،‌ موجب اطاله کلام می شود.

راه حل:

حال این پرسش مطرح می شود که آیا راه حلی برای مشکلات متصور است یا خیر؟

راه حل ها و راهکارهای متفاوت و گسترده ای برای حل این بحران در جامعه متصور است، که در این مقال به برخی از آنها اشاره می شود:

ازدواج:

تشویق به ازدواج و ایجاد راهکارهای فرهنگی و اقتصادی برای ازدواج جوانان مهمترین راه حل برای این بحران است.

ازدواج آسان:

با بسیج نخبگان جامعه، نهادهای فرهنگی، صدا و سیما، بزرگان اقوام، طوایف و بزرگان دینی، روحانیان، طلاب و فضلای حوزه های علمیه، پزشکان و همه کسانی که به نوعی صاحب نفوذ در جامعه هستند می توان زمینه فرهنگی و اقتصادی ازدواج آسان را فراهم کرد.

ازدواج آسان در ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی، مسبوق به سابقه است، جوانان به سادگی با کمترین امکانات با هم ازدواج کرده و راهی خانه بخت می شدند، با اطلاع رسانی،‌ فرهنگ سازی و هشدار به افراد جامع درباره این بحران لازم است زمینه سازی برای ازدواج ‌آسان صورت گیرد.

تبیین و بزرگداشت مفاهیمی همچون دوری از چشم و هم چشمی، ساده زیستی، خودداری از توقعات بیجا، مهریه کم و مانند آن راهی برای انجام ازدواج های ساده و آسان است.

ازدواج موقت:

متأسفانه به دلیل تبلیغات مسموم دشمنان اسلام و تشیع، مسأله ازدواج موقت که ریشه در آیات و روایات ما دارد، تبدیل به یک تابو شده است و تا نامی از آن برده می شود، داد و فریاد وا اسلاما، وا مسلمانا و وا حقوق زنان، بلند می شود.

لازم است، بزرگان دینی و مراجع بزرگوار تقلید با قدم گذاشتن در این عرصه و تبیین آیات و احکام الهی درباره این مسأله، تبلیغات مسموم و زهرآگین دشمنان را خنثی کرده، حدود و ثغور این مسأله را مشخص کنند، زیرا ازدواج موقت،‌ مسکن و آرامبخشی برای پایین آوردن تب جنسی جامعه امروز است.

بهتر است بزرگان دینی و مراجع بزرگوار تقلید و کارشناسان مسائل اجتماعی راه حل مناسبی برای بحث ازدواج موقت بیاندیشند تا کسانی که به نوعی با این بحران رو‌به رو هستند و از درد و رنج این بیماری مهلک رنجور و بیمار شده اند، تسکین یابند تا در فرصتی مناسب به درمان خود«ازدواج دائم» بپردازند.

اگرچه لازم است، این راه حل به گونه ای باشد که آسیبی به بنیان خانواده وارد نکند و راه را بر سودجویان و فرصت طلبان ببندد.

آموزش های پیش از ازدواج:

برگزاری کلاس های آموزش پیشگیری از بارداری، برای افرادی که می خواهند حداقل چهل سال با هم زندگی کنند به هیچ وجه کافی و مناسب نیست.

برای تشکیل یک زندگی که ممکن است، حداقل چهل سال طول بکشد، لازم است با برگزاری کلاس های آموزش خانواده، پیش از ازدواج، جوانان با مبانی ابتدایی انتخاب همسر، تشکیل خانواده، تربیت فرزند و مشکلات پیش روی جوانان در بحث تشکیل خانواده آشنا شوند، یا ترغیب شوند تا در زمینه مباحثی که گذشت مطالعه کنند.

همچنین معرفی و تدوین کتاب های مورد نیاز جوانان در این مباحث و در اختیار گذاشتن این کتاب ها به قیمت مناسب، کمترین کاری است که متصور است.

تربیت جنسی کودکان و نوجوانان:

همچنین لازم است با همکاری نهادهای آموزشی و تربیتی و والدین، کودکان و نوجوانان در حد نیاز در رده های سنی مختلف با مسائل جنسی مورد نیاز خود و مفاهیمی همچون، عفت، حجاب، تعصب، محرم و نامحرم،«نه گفتن» به خواسته های غیر شرعی دیگران و مسائلی مانند آن آشنا شوند.

این مسأله به نسل آینده ما کمک می کند تا کمتر درگیر مسائل جنسی و بحران جنسی شوند.

در پایان دلسوزانه از مسؤولان امر خواهشمندم به خود آمده و هر چه سریعتر چاره ای برای این بحران بیاندیشند و گر نه روز به روز و ساعت به ساعت بر گستره این بحران افزوده خواهد شد و روزی خواهد رسید که دیر خواهد بود،«سرچشمه بتوان گرفتن به بیل چو پر گشت نتوان گرفتن به پیل».

(۱)-http://www.akharinnews.com/index2.php?option=com_content&task=view&id= (1)- 9289&pop=1&page=0&Itemid=36

(2)- http://www.tabnak.ir/fa/pages/?cid=77915

(3)- مشکلات جنسی جوانان، حضرت آیت الله مکارم شیرازی.